<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>حکمت سینوی (مشکوه النور)</title>
    <link>https://ap.isu.ac.ir/</link>
    <description>حکمت سینوی (مشکوه النور)</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Thu, 22 May 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Thu, 22 May 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>رابطه‌ی عشق و کمال نفس و نمود رفتاری انسان عاشق در آراء ابن‌سینا و ملاصدرا</title>
      <link>https://ap.isu.ac.ir/article_77432.html</link>
      <description>عشق که ابتهاج حاصل از حضور ذات زیبا و بر دو قسم حقیقی و مجازی است، یکی از راه‌های تکامل نفس محسوب می‌شود. عشق حقیقی همان حبّ شدید به ذات و صفات الهی، و عشق مجازی حبّ و اشتیاق به غیر ذات اوست که خود به دو نوع نفسانی و حیوانی تقسیم‌می‌شود. در نگاه ابن‌سینا مشاکلت جوهری نفس عاشق و معشوقْ‌ مبدأ عشق نفسانی است و خواهش لذت و شهوت حیوانیْ‌ مبدأ عشق حیوانی. ملاصدرا نیز‌ مبدأ عشق نفسانی را اتحاد نفس عاشق و معشوق ازطریق استحسان و تمثّل زیبایی‌های ظاهری و باطنی دانسته‌است. ازآنجا‌که عشق مجازیِ نفسانی سبب تلطیف سرّ در فرد عاشق می‌شود، ‌می‌تواند ‌به‌عنوان راهی برای وصول به عشق حقیقی استفاده‌شود؛ چراکه روح را آماده‌ی دریافت کمالات متعالی ‌می‌نماید. از دید ابن‌سینا کمال حقیقی انسان وصول تام به خدا و اتصال به کمالات حقیقی و درک بی‌واسطه‌ی همه‌ی حقایق هستی است. صدرالمتألهین نیز با تمسک به سه اصل تشکیک در وجود، حرکت جوهری و اتحاد عاقل و معقول، به‌نحو مبسوط به تبیین تکاملی وجود انسان پرداخته و کمال نهایی انسان را وصول به مقام فناء فی الله معرفی‌‌کرده‌است. ستاندن خودبینی، ایجاد شجاعت برای عاشق، ایجاد نیروی سخاوت، تکمیل نفس و بروز استعدادهای حیرت‌انگیز باطنی و ابتهاج ازجمله ثمرات عشق است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ماقبل‌الطبیعة انسان معلق بازخوانی فلسفة عقل‌گرایانة ابن‌سینا در کتاب الاشارات و التنبیهات</title>
      <link>https://ap.isu.ac.ir/article_77815.html</link>
      <description>مقالة حاضر بر آن است تا خوانشی نو از کتاب اشارات ابن‌سینا ارائه‌کند. مقالة حاضر از این فرضیه دفاع‌می‌کند که کتاب اشارات از ویژگی خاصی برخوردار است؛ به‌طوری‌که اگرچه مختصر است، خلاصة فلسفة ابن‌سینا نیست؛ بلکه ابن‌سینا در این کتاب بر آن است تا ماقبل‌الطبیعة خود را ارائه‌کند. او در این راستا به بیان آن دسته از مباحث فلسفی می‌پردازد که صرفاً به‌روش عقلی و بدون نیاز به مراجعه به طبیعت، و بنابراین پیش از آشنایی با طبیعیات و صرفاً برمَبنای مفاهیم و گزاره‌های پیشین و عقلی قابل‌طرح باشند. منطق و طبیعیات این کتابْ مبانی ماقبل‌الطبیعة آن را پایه‌گذاری‌می‌کند؛ به‌طوری‌که در آن‌ها از مباحث زبانی و تجربی صرف‌نظرشده‌است. در این راستا بحث از انسان معلق و معرفت نقشی اساسی و مبنایی در طرح ماقبل‌الطبیعة اشارات ایفامی‌کند؛ براین‌اساس ابن‌سینا در نمط سوم اشارات معرفت‌شناسی عقل‌گرایانة خود را پایه‌ریزی‌می‌کند و در ادامه به بیان فلسفة پیشین عقلی‌ ماقبل‌الطبیعة خود می‌پردازد که شامل اثبات واجب‌الوجود، صفات او، فعل بی‌واسطة او و نظام عقول و افلاک است. در نمط‌های پایانیِ اشارات نیز سعادت همان انسان معلق یا عقل مجرد تبیین‌می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>محسوس مشترک: مقایسۀ دیدگاه ارسطو و ابن‌سینا</title>
      <link>https://ap.isu.ac.ir/article_77844.html</link>
      <description>یکی از مباحثی که در ضمن بحث از قوای ادراکی و در ذیل بحث از قوای پنجگانة حواسّ بیرونی مطرح می&amp;amp;shy;شود، مسئله&amp;amp;shy;ای با عنوان &amp;amp;laquo;محسوسات مشترک&amp;amp;raquo; است. محسوس مشترک نوعی از محسوس است که با همه یا برخی از قوای حسّ بیرونی درک‌می&amp;amp;shy;شود و به هیچ‌کدام از حواس اختصاص ندارد. ارسطو در رسالۀ نفس ضمن بحث از محسوسات خاصّ هر حس، به محسوسات مشترک میان آن‌ها نیز پرداخته‌است. می‌توان این مباحث را ذیل چند عنوان&amp;amp;nbsp; دسته‌بندی کرد: چیستی محسوس مشترک، بالذات یا بالعرض بودن محسوس مشترک، واسطه‌مند بودن محسوس مشترک، مصادیق محسوس مشترک و بی‌نیازی از قوۀ حسی مستقل در ادراک محسوس مشترک. ابن‌سینا نیز در نفس شفا ضمن طرح مسئلة محسوسات مشترک، هم در غالب مباحث ارسطو دراین‌باره تصرفاتی کرده و هم به چند مبحثی که ارسطو مطرح‌نکرده‌بوده، توجه‌کرده‌است: وی در بیان چیستی محسوس مشترک تعریف ارسطو را اصلاح‌کرده، در بالذات یا بالعرض بودن آن، نشانه‌های مدرَک بالذات را تدقیق‌کرده و دربارة واسطه‌مند بودن محسوس مشترک نشان‌داده‌است که چگونه می‌توان از آن برای اثبات بالذات بودن محسوس مشترک استفاده‌کرد. همچنین دایرة مصادیق محسوس مشترک را توسعه‌داده‌است. به‌علاوه دربارة بی‌نیازی از حسّ دیگری برای ادراک محسوسات مشترک نیز راجع‌به محال بودن وجود چنین حسی استدلال خاصی ارائه‌کرده‌است.کلیدواژه: محسوس، محسوس مشترک، ادراک بالذات، ادراک بالعرض، ابن سینا، ارسطو</description>
    </item>
    <item>
      <title>طبیعت‌گرایی سیاسی: خوانشی از فلسفة سیاسی ابن‌سینا در پرتو آراء ارسطو</title>
      <link>https://ap.isu.ac.ir/article_77769.html</link>
      <description>طبیعت‌گرایی سیاسی رویکردی بنیادین در فلسفة سیاسی ارسطو است که خود را در قالب سه آموزة اصلیِ سیاسی بودن طبیعت انسان، وجود طبیعی اجتماع سیاسی و تقدم طبیعی اجتماع سیاسی بر افراد، نشان می‌دهد که بر سایر آموزه‌های سیاسی او اثرگذار است. همچنین به‌واسطة همین رویکرد و نسبتی که در اندیشة ارسطو میان طبیعت و غایت برقرار است، سیاست را به اخلاق و غایات اخلاقی گره‌می‌زند. پژوهش حاضر درپی پاسخ به این پرسش است که &amp;amp;laquo;آیا می‌توان از اندیشة اجتماعی ـ سیاسی ابن‌سینا، با توجه به منازعات معاصر دربارة فلسفه ارسطو، تفسیری طبیعت‌گرایانه ارائه‌کرد؟ و این به چه معنا خواهدبود؟&amp;amp;raquo;. به‌این‌منظور روشن می‌شود که هرچند ابن‌سینا در سیاست خود مستقیماً به سه آموزة مذکورِ سیاست ارسطو اشاره نداشته‌است، با کنار هم نهادن اشارات پراکندة وی و بیرون کشیدن استلزامات آن، می‌توان گونه‌ای طبیعت‌گرایی سیاسی را به او نسبت‌داد؛ چراکه او نیز تشکیل اجتماع سیاسی را ناشی از نوعی اضطرار یا ضرورت عملی در انسان‌ها برای همکاری متقابل جهت رفع نیاز می‌داند و وجود اجتماع سیاسیِ دارای قانون را شرط تحصل وجود انسانی، بقای نوع او و کسب کمالات انسانی قلمدادمی‌کند؛ ازاین‌جهت درصورتی‌که در تفسیر طبیعت‌گرایی ارسطو رویکردی غایت‌انگارانه اخذ شود و پولیس یونانی، کثرتی از شهروندان دانسته شود که تنها در آن، غایت طبیعی نوع انسان و خودبسندگی در کسب این غایت محقق می‌شود و همچنین به‌همین‌معنا، اجتماع سیاسیْ موجودی طبیعی و مقدم بر افراد خود دانسته‌شود، می‌توان اندیشة سیاسی ـ اجتماعی ابن‌سینا را در امتداد طبیعت‌گرایی سیاسی ارسطو تفسیرکرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چرایی تقسیم حرکت به توسطیه و قطعیه و پیامدهای فلسفی آن در حکمت سینوی</title>
      <link>https://ap.isu.ac.ir/article_77485.html</link>
      <description>مسئله‌ی حرکت و تغییر، از محوری‌ترین مباحث طبیعیات و متافیزیک است که محل تأمل اکثر فلاسفه از یونان تا دوران معاصر بوده‌است؛ بااین‌حال هستی و چیستی حرکت و یا نحوه‌ی تبیین یا تثبیت آن همچنان محل بحث فیلسوفان ‌است. ابن‌سینا همانند بسیاری از فیلسوفان به‌صورت گسترده به بحث پیرامون حرکت پرداخته‌است. او بعد از تعریف عام حرکت و بیان دو معنا برای آن، استدلال‌می‌کند که تنها یکی از معانی حرکت (به‌معنای توسط) در خارج موجود است و معنای دیگر حرکت (به‌معنای قطع) در خیال انسان موجود است. سؤالی که عمدتاً مغفول واقع شده‌است، این است که چرا ابن‌سینا به این تفکیک دست‌زده و نهایتاً حکم به تحقق حرکت توسطیه داده‌است و به‌راستی این تفکیک در نظام فلسفی وی چه جایگاهی دارد؟ در این مقاله که به‌روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و با روی‌کرد اسنادی سامان یافته‌است، تلاش‌شده‌است تا این خلأ را برطرف‌شود. درنهایت نتیجه‌ی حاصل این شد که تصویر ابن‌سینا از حقیقتِ حرکت، برای حل چالش‌های فلسفی مختلفی درباب حرکت توانا است؛ اگرچه خود وی تصریحاً درصدد چنین امری نبوده و صرفاً درصدد تحلیل تحقق خارجی و ذهنی حرکت بود‌ه‌است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی انتقادات استاد فیاضی به براهین ابن‌سینا در استحاله‌ی تناسخ مُلکی</title>
      <link>https://ap.isu.ac.ir/article_77670.html</link>
      <description>در طول تاریخ فلسفهْ تناسخ ارواح یکی ازنظرِیاتی است که جهت تبیین پاداش یا عقاب افعال و میل به جاودانگی انسان&amp;amp;shy;ها مطرح‌شده‌است. براساس این نظریهْ پس از مرگْ روح انسان به بدن حیوان یا انسان دیگری تعلق‌می&amp;amp;shy;گیرد که این تعلق به‌جهتِ سازگاری و تناسب میان روح و بدن در اخلاق و ملکات کسب‌شده است. ابن&amp;amp;shy;سینا یکی از فیلسوفانی است که به بررسی و نقد نظریه‌ی تناسخ ارواح می&amp;amp;shy;پردازد. ایشان ادعای تعلق نفس انسانی به بدن حیوان یا انسانی دیگر را با اقامه‌ی دو برهان ابطال‌می‌نماید. از دیدگاه ابن‌سینا در فرض تناسخ لازم‌می&amp;amp;shy;آید دو نفس ناطقه به یک بدن تعلق یابد. همچنین در این فرض به‌دلیلِ نبود بدن جسمانی، لازم‌می&amp;amp;shy;آید نفس از انجام افعال بازماند، که هر دو لازمه محال‌اند. استاد فیاضی نسبت‌به این براهین انتقاداتی وارد‌نموده که به نظر نگارندگان با بررسی و دقت در مبانی فلسفی شیخ‌الرئیس می&amp;amp;shy;توان همچنان از دیدگاه ایشان دفاع‌نمود و به اشکالات استاد فیاضی پاسخ‌داد.استاد فیاضی نسبت به این براهین انتقاداتی را وارد نموده که به نظر نگارندگان با بررسی و دقت در مبانی فلسفی شیخ الرئیس می‌توان هم‌چنان از دیدگاه ایشان دفاع نمود و به اشکالات استاد فیاضی پاسخ داد. کلیدواژگان: ابن سینا، تناسخ، نفس ناطقه، بدن، فیاضی. کلیدواژگان: ابن سینا، تناسخ، نفس ناطقه، بدن، فیاضی.کلیدواژگان: ابن سینا، تناسخ، نفس ناطقه، بدن، فیاضی.کلیدواژگان: ابن سینا، تناسخ، نفس ناطقه، بدن، فیاضی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ادراکات پایدار در اندیشة ابن‌سینا</title>
      <link>https://ap.isu.ac.ir/article_77708.html</link>
      <description>در آراء ابن‌سینا در ضمن بحث از ملکات به معارف و مدرَکات ازمنظر پایدارگی و رسوخ توجه‌شده‌است. سوی دیگر این بحثْ جست‌وجو در نقش تکرار و عادت در شکل‌گیری ملکات و تأثیر آن بر معلومات و معارف است. این تحقیق به پرسش‌هایی نظیر &amp;amp;laquo;چگونه تکرار و عادت می‌تواند به‌ شکل‌گیری ادراکات پایدار منجر شود؟&amp;amp;raquo; پاسخ‌می‌دهد. ابن‌سینا در فلسفة خود دو تقسیم برای ورود به قلمرو ادراکات پایدار مطرح‌‌می‌کند. ایشان ابتدا به تقسیم کیفیت‌ها، هیئت، و حالت‌های نفسانی به طبیعی و اکتسابی می‌پردازد. در قسم کیفیات‌ اکتسابی دربارة نقش تکرار و عادت در تشکیل معارف راسخ سخن‌می‌گوید. وی در تقسیم دیگری کیفیات و حالات نفسانی را بسته به جایگاه و محل بروز آن‌ها تقسیم‌‌می‌کند: به‌بیانِ وی کیفیات موجود در نفس ناطقه یا به‌گونه‌ای‌اند که زوال و انحلال آن‌ها سخت و گاهی ممتنع است، یا اینکه به آسانی در معرض تغییر و دگرگونی قرار دارند. او این دو قسم را به‌ترتیب &amp;amp;laquo;ملکه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;حال&amp;amp;raquo; نامیده‌است. ابن‌سینا در کتاب شفاء، بخش منطق مقولات نیز بیان‌‌می‌کند که علوم و فضایل به‌نوعی از ملکات‌اند. نشان‌دهندة تأکید بر ملکه‌‌سازی و توجه به ادراکات پایدار در تفکر اوست. این مطالعه با روشی توصیفی‌ـ‌تحلیلی &amp;amp;laquo;طبیعی‌سازی علوم و معارف&amp;amp;raquo; را از دیدگاه ابن‌سینا در ارتباط با ملکه‌سازی تبیین‌می‌کند؛ چراکه ملکات به‌مثابة طبیعت دوم مطرح‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسة تواضع اخلاقی ازنظر حکمای مشاء با اخلاق اسلامی</title>
      <link>https://ap.isu.ac.ir/article_77814.html</link>
      <description>معناشناسی اخلاق یکی از مباحث فلسفۀ اخلاق است که به تحلیل معناییِ مفاهیمی همچون تواضع می‌پردازد. مشائیان با قاعدة زرین ارسطو به‌روش حدّ وسط به فضیلت می‌رسند؛ تواضع ازنظر مشائیان مفهومی بین افراط و تفریط در فروتنی، یعنی تذلّل و تکبر است که گروهی از آن‌ها تواضع را فردی و گروهی آن را براساس موقعیت اجتماعی توصیف‌کرده‌اند که هر کدام از دو گروه، سه دسته توصیف را دربردارند. دسته‌ای تواضع را صفتی درونی و دسته‌ای دیگر تنها رفتاری بیرونی می‌دانند و دسته‌ای دیگر به تلفیقی از هر دو قائل‌اند؛ با ‌توجه ‌به این دیدگاه اعتدالیْ تذلّل و تکبر همیشه از رذایل اخلاقی‌اند؛ اما از منظر اخلاق اسلامی تذلّل درمقابل برخی، همچون خداوند و تکبر درمقابل برخی، همچون متکبران و دشمنانِ حربی پسندیده است؛ ازاین‌رو تواضع باید به‌گونه‌ای توصیف‌شود که جامع افراد باشد؛ بهترین توصیفی که برای تواضع به‌ذهن‌می‌رسد، فروتنی درمقابل فراتری مطلق است که مصداق حقیقی‌اش فروتنی درمقابل خداست که فراتری را به‌نحو مطلق دارد؛ فراتر بودن وی به دلیل هستی‌بخش بودنش حقیقی و تامّ است و دیگر مصادیق تواضع به‌تبع تواضع درمقابل خداوندی است که آن فراتری را ایجادکرده‌است؛ ازاین‌رو این مصادیقْ بالاترین درجه کمال را نتیجه‌می‌دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مشترک لفظی بودن صفات اراده، حیات و قدرت: بررسی انتقادی دیدگاه ابن‌سینا</title>
      <link>https://ap.isu.ac.ir/article_77821.html</link>
      <description>ابن‌سینا در تبیین صفات الهی، به‌خصوص سه صفت اراده و حیات و قدرت، درعین‌حال که صفات الهی را معنادار می‌داند و در روشن ساختن معنای صفات الهی جداً تلاش‌می‌نماید، اما نحوة تحلیل او منجر به این برداشت‌می‌گردد که در صفات مذکور بین خدا و انسان اشتراک لفظی برقرار است. در جست‌وجوی علت چنین روی‌کردی دو احتمال وجود دارد: احتمال نخست به موضع شیخ‌الرئیس در بائن دانستن وجود خدا از مخلوقات مربوط می‌شود که با بررسی مواضع شیخ، این نتیجه به‌دست‌آمد که نمی‌توان چنین احتمالی را علت گرایش ابن‌سینا به مشترک لفظی بودن صفات سه‌گانة خداوند &amp;amp;nbsp;قلمداد‌نمود. احتمال دوم نیز به حوزة معناشناسی مربوط می‌شود که با توجه‌ به روی‌کرد شیخ‌الرئیس در تعریف صفات الهی و بشری، معلوم می‌شود &amp;amp;nbsp;که می‌توان این عامل را علت گرایش شیخ به قول مذکور دانست؛ اگرچه روی‌کرد شیخ و لوازم آن با اشکال جدی همراه است؛ به‌همین‌دلیل با دو ایراد: ۱) خلط مفهوم و مصداق و ۲) مشترک لفظی شدن تمامی صفات، مبنای شیخ‌الرئیس نقد و ارزیابی شده‌است. در پایان این نکته خاطرنشان‌شده‌است که معناداری صفات واجب ازنظرِ ابن‌سینا، با پذیرش تشکیک خاصی قابل‌توجیه خواهدبود وگرنه باید کلام وی را در این باب غیرمنقّح دانست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی مفهوم «اتفاق» در حکمت مشاء بر مبنای آراء فیاض لاهیجی</title>
      <link>https://ap.isu.ac.ir/article_77820.html</link>
      <description>چکیدهچکیدهمفهوم &amp;amp;laquo;اتفاق&amp;amp;raquo; در فلسفة اسلامی، به‌ویژه در مکتب مشاء، مورددقت و کاوش‌های عمیق فلسفی قرارگرفته‌است. فیاض لاهیجی با بازگشت به آراء ارسطو و ابن‌سینا، دربَرابر تفسیرهای متأخر مشائیان موضع‌می‌گیرد و کوشش‌می‌کند خوانش اصیل مشائی از این مفهوم را احیاکند. این مسئله به بحث علیت و غایت‌مندی جهان مرتبط است و پیامدهای مهمی برای فهم معنای زندگی دارد. این مقاله با محوریت دیدگاه لاهیجی دو هدف را دنبال‌می‌کند: الف) بازخوانی و نقد تفسیرهای متأخر مشائیان از مفهوم &amp;amp;laquo;اتفاق&amp;amp;raquo; و ب) تبیین جایگاه ابن‌سینا به‌عنوان نقطه‌اتکای لاهیجی در بازگشت به رویکرد ارسطویی. همچنین نشان‌داده‌می‌شود که چگونه این بازخوانیْ فهم فلسفی از علت غایی و تصادف را متحول می‌سازد. پژوهش حاضر با روشی تحلیلی ـ تطبیقی ابتدا دیدگاه‌های مختلف مشائیان (از ارسطو تا فارابی و ابن‌سینا) را دربارة &amp;amp;laquo;اتفاق&amp;amp;raquo; بررسی‌می‌کند و سپس، موضع لاهیجی را در نقد متأخران و دفاع از ابن‌سینا تحلیل‌می‌نماید. در این مسیر با تکیه بر تمایز بنیادین ابن‌سینا میان &amp;amp;laquo;سبب بالذات&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سبب بالعرض&amp;amp;raquo;، مصادیقی مانند &amp;amp;laquo;حفر چاه و یافتن گنج&amp;amp;raquo; به‌عنوان نمونه‌های کلیدی بررسی‌شده‌اند. یافته‌ها نشان‌می‌دهد که لاهیجی با تکیه بر ابن‌سینا &amp;amp;laquo;اتفاق&amp;amp;raquo; را نه به‌مثابه امری فاقد علت، بلکه به‌عنوان رویدادی می‌فهمد که در سایة &amp;amp;laquo;سبب بالعرض&amp;amp;raquo; و در چارچوب علل غایی رخ‌می‌دهد. این نگاه، همسو با تفسیر ارسطویی ـ سینوی، دربَرابر دیدگاه‌های متأخر مشائیان قرار‌‌می‌گیرد که به‌زعم لاهیجی از اصل این مفهوم فاصله گرفته‌اند. این پژوهش همچنین روشن ‌‌می‌سازد که بازگشت به خوانش ابن‌سینا نه‌تنها ابهامات مفهوم‌شناختی &amp;amp;laquo;اتفاق&amp;amp;raquo; را رفع‌‌می‌کند، بلکه پیوندی عمیق‌تر میان علیت، غایت‌مندی و معنای زندگی برقرار‌‌می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد برداشت غزالی از عبارات ناظر به شراب‌خواری ابن‌سینا</title>
      <link>https://ap.isu.ac.ir/article_77794.html</link>
      <description>غزالی از مخالفان بزرگ و نامدار فلسفه است. او تلاش خود را برای مقابله با فلسفه و فلاسفه ازطریق نقد نظری و عملی، اثبات تهافت درونی، نقدهای بیرونی و ارزیابی شخصیت و رفتارهای فیلسوفان به‌کارگرفته‌است. او در برخوردی روان‌شناختی ابن‌سینا را ـ که نمایندة رسمی جریان تفکر فلسفی عصر او&amp;amp;nbsp; به‌حساب‌می‌آید ـ به بی‌اعتنایی به احکام شریعت و ارتکاب برخی معاصی ازجمله شرب خمر متهم‌کرده‌است. این شیوه بر تودة مردم که تابع احساسات و عواطف‌اند و محبت و نفرت آن‌ها در پذیرش و انکار افکار نقشی اساسی دارد، بسیار اثر‌گذار است. بخشی از ادعا و دلیل غزالی در این زمینه ناظر به عباراتی است که از خود ابن‌سینا یا دربارة او نقل‌شده‌است. مسئلة تحقیقْ بررسی میزان دلالت و اعتبار این نحوه استناد در اثبات مدعای موردنظر است. در این مقاله به‌روش تحلیلی ادلّه و عبارات ادعاشده تجزیه و تحلیل‌شده‌ و نشان‌داده‌شده‌است که: 1) دراین‌باره گزارش‌های مورداستناد گرفتار تعارض و تهافت در محتوا است. در این گزارش‌ها ابن‌سینا در حل مسائل علمی به نماز و قرآن و معنویت و التجاء به درگاه خدا معتقد است و بلافاصله بعد از بازگشت از مسجد به ارتکاب شرب خمر اقدام‌می‌کند؛ 2) لفظ &amp;amp;laquo;مشروب&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;شراب&amp;amp;raquo; میان &amp;amp;laquo;شراب، شیره، آبمیوه و معجون&amp;amp;raquo; مشترک است و ترجیح شراب انگوری دلیل موجهی ندارد؛ 3) آراء فقهی در حرمت و حلیت برخی اقسام شراب، مانند شراب خرما، و شرایط آن‌ها مختلف است و مطابق قرائن و شواهد، در فقه رایج آن زمان مشروب مورداستفادة ابن‌سینا و دیگران حرمت نداشته‌است؛ بنابراین جهات برداشت غزالی محلّ تأمل و تردید است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب‌شناسی تطبیقی خانواده ازمنظرِ حکمت مشاء و کارکردگرایی پارسنز</title>
      <link>https://ap.isu.ac.ir/article_77853.html</link>
      <description>روند تحولات خانواده در دنیای امروز حاکی از ایجاد تغییرات بنیادین در الگوها و کارکردهای آن و جهت‌گیری این تحولات به‌سوی تضعیف نهاد خانواده و کارکردهای آن است؛ لذا امروزه آسیب‌شناسی خانواده به‌عنوان یک حوزة مطالعاتی مهم جای خود را در مطالعات خانواده تثبیت‌نموده‌است؛ البته رویکرد آسیب‌شناختی در مطالعات خانواده سابقه‌ای طولانی داشته و هم در ادبیات جامعه‌شناسان کلاسیک متقدم و هم در حکمت عملی و منزلی حکماً و فلاسفه از یونان باستان تا حکمای اسلامی ردّپای آن به‌چشم‌می‌خورد؛ لذا هدف از پژوهش حاضر آسیب‌شناسی تطبیقی خانواده ازمنظرِ مکتب مشاء در حکمت عملی اسلام و مکتب کارکردگرایی پارسنز در جامعه‌شناسی است. روش مورداستفاده در این مقاله تحلیلی ـ اسنادی است و منابع آن آثار علمی معتبر است. نتایج حاکی از آن است که مهم‌ترین نقطة اشتراک این دو رویکرد در آسیب‌شناسی خانواده را باید در نحوة ساخت‌یابی خانواده و الگوهای نقشی آن دانست. نزد حکمای مشاء برهم‌خوردن نظم و ساختارِ نقشیِ خانواده و اختلال در کارکرد جنسی آن، منشاء بروز آسیب‌ها و نابسامانی‌های دیگری در خانواده تلقی‌شده‌است و در نگاه پارسنز نیز انسجام و هم‌بستگی نهاد خانواده در گرو الگوهای نقشی متمایز زن و مرد است. اگرچه خوانش این دو مکتب از این الگوها با یکدیگر تفاوت‌های ماهوی دارد. همچنین در هیچ‌کدام از این دو رویکردْ التفات به امکانِ تزاحم ساختاری میان نهاد خانواده و نهاد دولت به‌چشم‌نمی‌خورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی بر مفهاهیم موجّهاتی ضرورت و دوام در آثار ابن‌سینا</title>
      <link>https://ap.isu.ac.ir/article_77850.html</link>
      <description>مفهوم ضرورت در فلسفه و منطق ابن‌سینا یکی از مسائل بنیادین است که به‌دلیل پیچیدگی‌های منطقی و هستی‌شناختیْ نیازمند بررسی دقیق است. ابن‌سینا در آثار خود، به‌ویژه &amp;amp;laquo;الشفاء&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;الاشارات والتنبیهات&amp;amp;raquo; تعاریف و تقسیم‌بندی‌های متفاوتی از ضرورت ارائه داده که با دیدگاه‌های ارسطو و فارابی پیوند دارد، اما با نوآوری‌هایی همراه است. این پژوهش باهدف تحلیل مفهوم ضرورت نزد ابن‌سینا به بررسی اقسام و تفاوت‌های این مفهوم در آثار او می‌پردازد. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل متنی آثار ابن‌سینا، شامل &amp;amp;laquo;الشفاء&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;الاشارات&amp;amp;raquo; و دیگر آثار و مقایسه آن‌ها با دیدگاه‌های شارحان و تحلیل‌های معاصر مانند رشر، هاجِز، پل تام، سلوی شاطی و ... است. ضرورت این تحقیق در روشن‌سازی تمایزات ظریف میان ضرورت و دوام و رفع ابهامات تفسیری در منطق موجّهات ابن‌سینا نهفته است. نتایج تحقیق نشان‌می‌دهد که ابن‌سینا در &amp;amp;laquo;العبارة&amp;amp;raquo; از کتاب &amp;amp;laquo;الشفاء&amp;amp;raquo; ضرورت را با دوام مرتبط می‌داند، اما در بخش &amp;amp;laquo;القیاس&amp;amp;raquo; همین کتاب و &amp;amp;laquo;الاشارات و تنبیهات&amp;amp;raquo; میان دوام و ضرورت تمایز گذاشته است. تفسیر صرفاً زمانی از ضرورت ناکافی است، زیرا ضرورت نزد او ابعادی وجودی و منطقی فراتر از دوام دارد. این پژوهش پیشنهاد‌می‌دهد که فرمول‌های ضرورت بازنگری شوند تا با نظام فکری ابن‌سینا سازگار شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی اندیشۀ فارابی و ابن‌سینا دربارۀ نقش اجتماع در سعادت انسان</title>
      <link>https://ap.isu.ac.ir/article_77903.html</link>
      <description>چکیدهسعادت به‌عنوان غایت نهایی حیات انسانی از بنیادی‌ترین مسائل فلسفه اسلامی است. فیلسوفان مشاء با الهام از میراث یونانی و تکیه بر مبانی معرفتی و دینی اسلام، کوشیده‌اند تا نسبت فرد، اجتماع و سعادت را عقلانی و نظام‌مند تبیین‌کنند. در این میانْ فارابی و ابن‌سینا به‌عنوان دو چهرة شاخص این مکتبْ هریک در قالبی متمایز به بررسی پیوند اجتماع و سعادت پرداخته‌اند. فارابی اجتماع را شرطی ضروری برای نیل به سعادت می‌داند. وی در آثار سیاسی و فلسفی خود، به‌ویژه در آراء اهل مدینهٔ فاضله، سعادت را غایت نهایی زندگی انسانی دانسته و اجتماع را شرط لازم برای تحقق آن معرفی‌کرده‌است؛ درحالی‌که ابن‌سینا اجتماع را بیشتر وسیله‌ای برای معیشت و رفع نیازهای زندگی تلقی‌می‌کند. از یک‌ سو فارابی با نگاه آرمان‌گرایانه و طرح مدینة فاضله، اجتماع را زیربنای تحقق سعادت می‌داند و ازسویِ دیگر، ابن‌سینا با تأکید بر معیشت و عقل نظریْ سعادت را بیش از اینکه بر بنیاد ساختار اجتماعی بداند، در پرورش عقل و معرفت فردی جست‌وجومی‌کند. به‌علاوه دو فیلسوف در روش تحصیل سعادت، سازوکار تحقق فضایل و نیز میزان تأکید بر ابعاد عقلانی، اخلاقی و شرعی جامعه تفاوت‌های معناداری دارند. این مطالعه ضمن بازنمایی تفاوت‌های اساسی در اندیشة این دو متفکر، افقی تازه برای فهم نسبت سعادت فردی و ساختار اجتماعی در فلسفة اسلامی می‌گشاید.واژگان کلیدی: سعادت، اجتماع، فارابی، ابن‌سینا، مدینه فاضله</description>
    </item>
    <item>
      <title>هم‌سنجی اضطراب مرگ از دیدگاه ابن‌سینا و اروین یالوم</title>
      <link>https://ap.isu.ac.ir/article_77962.html</link>
      <description>به اضطراب مرگ به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین اضطراب‌های انسانیْ هم در فلسفه و هم در روان‌شناسیْ توجه شده‌است. این پژوهش با هدف مقایسة دیدگاه ابن‌سینا، فیلسوف و طبیب برجستة اسلامی، و اروین یالوم، روان‌درمانگر اگزیستانسیالیست معاصر، به تحلیل علل و ماهیت و راهکارهای درمانی اضطراب مرگ می‌پردازد. روش پژوهشْ تحلیلی ‌ـ ‌تطبیقی است که با بهره‌مندی از راهکارها و ابزارهای تحلیل اسنادی صورت‌گرفته‌است. ابن‌سینا با تکیه بر مبانی متافیزیکی و باور به جاودانگی نفسْ مرگ را گذرگاهی به کمال و سعادت اخروی دانسته و عمدتاً علل اضطراب مرگ را ناشی از جهل شناختی نسبت‌به ماهیت مرگ و حیات پس از آن می‌داند. راهکار او اصلاح باورها و بازسازی شناختی مبتنی‌بر حکمت الهی است. درمقابلْ یالوم با رویکردی سکولار و انسان‌گروانه مرگ را پایان قطعی آگاهی تلقی می‌کند و اضطراب ناشی از آن را فرصتی برای زندگی اصیل‌تر می‌بیند. او علاوه‌بر بازسازی شناختی، برای کاهش اضطراب مرگ از روش‌هایی چون مواجهه‌سازی، تخلیة هیجانی و پذیرش بهره‌می‌گیرد. یافته‌ها نشان می‌دهد هر دو اندیشمند، باوجودِ اختلاف بنیادین در مبانی و راهکارها، بر نقش علل شناختی در مرگ‌هراسی و اهمیت تغییر نگرش تأکید دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مداقه ای در کاربست استعاره های مفهومی در نفس‌شناسی سینوی</title>
      <link>https://ap.isu.ac.ir/article_77964.html</link>
      <description>استعاره‌های مفهومی برخلاف نگاه سنتی و کلاسیک که صرفاً به حوزة ادبی و بلاغی محدود می‌شدند، در نگاه معاصر قلمرویی گسترده یافته‌اند. امروزه استعارة مفهومی به‌عنوان ابزاری ارزشمند نقش مهمی در شناخت حقایق و امور انتزاعی ایفا و فهم مباحث پیچیده را برای عموم آسان&amp;amp;shy;تر می‌کند و به مدرس و یادگیرنده کمک‌می‌کند تا ساختار مفهومی را بسازند و نقد کنند. ازاین‌منظر استعاره با تکیه بر ساخت واژه‌ها و اطلاعات پیشین، به درک و بازنمایی پدیده‌های ناآشنا کمک شایانی می‌کند. هرچند تعبیر &amp;amp;laquo;استعارة مفهومی&amp;amp;raquo; تعبیری نو است، در عبارات فلاسفه و عارفان اسلامی برای تفهیم و تبیین مفاهیم متافیزیکی به‌کاررفته‌است؛ دراین‌خصوص نگاه ابن‌سینا به مقولة نفس و حقیقت آن، حاوی طرح‌واره‌های جذاب و گیرایی است؛ لذا در این تحقیق به‌روش توصیفی ـ تحلیلی به پاسخ این پرسش پرداخته‌شده‌است: ابن‌سینا در راستای کمک به درک و شناخت از نفس، از چه استعاره&amp;amp;shy;هایی استفاده‌کرده‌است؟ با مراجعه به عبارات و آثار وی استعاره&amp;amp;shy;هایی مانند: &amp;amp;laquo;نفس قدرت و قوه است.&amp;amp;raquo; ، &amp;amp;laquo;نفس ظرف و حجم است.&amp;amp;raquo; ، &amp;amp;laquo;نفس پرنده است.&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نفس لوح نقاشی است.&amp;amp;raquo; قابل‌مشاهده است که در این مقاله معرفی و تحلیل شده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر مزاج بر مبادی فعل اختیاری و راهکارهای تعدیل آن از دیدگاه ابن‌سینا (با تأکید بر مزاج صفرا)</title>
      <link>https://ap.isu.ac.ir/article_77981.html</link>
      <description>ابن‌سینا با تلفیق حکمت مشاء و طب سنتیْ نظامی یکپارچه برای تبیین فعل اختیاری انسان طرح‌کرده‌است. از نگاه او مزاج به‌‌عنوان پایة جسمانی نفس بر تمام مبادی فعل اختیاری اثرمی‌گذارد. از میان مزاج&amp;amp;shy;ها، مزاج صفرا (در حالت اعتدال) سرعت در درک مصالح و مفاسد امور، شجاعت و ارادة قوی و نیز خستگی&amp;amp;shy;ناپذیری را به ارمغان می&amp;amp;shy;آورد. این مقاله با روش تحلیل محتوای کتب ابن‌سینا نشان‌می‌دهد که مزاج صفرا (در حالت غیراعتدالی) می&amp;amp;shy;تواند با تأثیر بر هریک از مبادی فعل اختیاری، بر فعل انسان اثر منفی نیز بگذارد؛ برای نمونه می&amp;amp;shy;تواند ازطریقِ تحریک قوة غضبیه و تضعیف عقل عملیْ مسیر فعل اختیاری را مختل کند و با ایجاد گرایش به تعجیل و خشم، چالشی جدی برای تحقق اختیار عقلانی باشد. گاهی ممکن است حرارت صفرا موجب سرعت در استنتاج شود و همین امر از توان سنجش عواقب امور بکاهد. گاهی نیز ممکن است با لرزش و ایجاد ضعف در اعضا، در مسیر تحقق خارجی فعل خلل ایجادکند. راهکارهای پیشنهادی ابن‌سینا مبتنی‌بر تربیت سه‌بعدی بر پایه تعدیل مزاج، تهذیب قوة غضبیه و تقویت عقل عملی و اراده است. ابن‌سینا با نگاهی کل‌نگر تعدیل فعل اختیاری در صفراوی‌مزاجان را نیازمند همکاری طب، اخلاق و تربیت می‌داند. اگرچه مزاج صفرا ازطریقِ تحریک غضب و تضعیف تأملْ اختیار را تهدید‌می‌کند، می‌توان با مدیریت عقلانی آن را به فرصتی برای تقویت ارادة آگاهانه تبدیل‌کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نسبت سنجی حکمت عملی و علوم انسانی با تکیه بر دیدگاه های فارابی</title>
      <link>https://ap.isu.ac.ir/article_78031.html</link>
      <description>چکیدهیکی از راهکارهای پیشنهادی برای تولید علوم انسانی اسلامی، بهره‌گیری از حکمت عملی است. از نظر برخی، حکمت عملی همان علوم انسانی است که در دوران جدید، گسترش و پیشرفت پیدا کرده است. با توجه به اندیشه‌های فارابی، به نظر می‌رسد، گرچه شاید حکمت عملی در موضوع و مسائل با علوم انسانی شباهت‌هایی داشته باشد ولی به لحاظ روش، غایت، کارکرد، نوع قضایا، مبادی و ... با علوم انسانی تفاوت‌های اساسی دارد و یکسان‌ انگاری این دو، درست نیست. علاوه بر آن شاید بتوان با دقت به این نتیجه رسید که حکمت عملی و علوم انسانی در موضوع نیز متفاوتند؛ گرچه در ظاهر یکسان به نظر می‌رسند. حکمت عملی، علمی حقیقی و برهانی است برای رساندن انسان به سعادتی حقیقی و نهایی. در حالی که علوم انسانی حاضر، غیرحقیقی و اعتباریند و برای شناخت سعادت حقیقی متناسب با حقیقت انسان تلاشی انجام نمی‌دهند. با این وصف، حکمت عملی و علوم انسانی نه تنها یکسان نیستند، بلکه می‌توان به این نتیجه رسید که حکمت عملی مبتنی بر فلسفه و آموزه‌‌های اسلامی، جایگزینی است برای علوم انسانی مبتنی بر افکار و فرهنگ غرب. به این معنا که علوم انسانی اعتباری غربی، با توجه به مبادی و اصول بدیهی پذیرفته شده در حکمت اسلامی باید با استدلال برهانی اثبات شوند و از حالت شهرت و مقبولیت به مطابقت با واقع و علم حقیقی تبدیل شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فلسفه ابن سینا در مواجهه با شریعت</title>
      <link>https://ap.isu.ac.ir/article_78045.html</link>
      <description>بررسی نسبت دین و فلسفه در اندیشه فیلسوفان مسلمان، به‌ویژه ابن‌سینا، از مباحث بنیادین فلسفه اسلامی به شمار می‌رود. ابن‌سینا با تکیه بر عقل‌گرایی ارسطویی، عقل را مبنای نهایی در کشف حقیقت می‌داند و بر اساس آن ساحت‌های وجود و معرفت را سامان می‌دهد. مقاله حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه‌ای، در پی آن است که جایگاه معرفتی دین را در نظام فکری ابن‌سینا بررسی کند و به این پرسش بپردازد که آیا در منظومه معرفت‌شناختی او می‌توان برای دین جایگاهی مستقل و متمایز از ساختار عقلانی فلسفه قائل شد، یا آن‌که دین همواره در نسبت با عقل فلسفی تعریف و تفسیر می‌شود. بررسی دوگانگی میان عقل و ایمان در مسئله معاد جسمانی، رمزوارگی ایات در تفسیر سینوی و ایجاد سازگاری نابرابر میان دین و فلسفه نشان می‌دهد که در اندیشه ابن‌سینا، دین تا جایی معتبر است که با عقل فلسفی سازگار باشد. هرچند او می‌کوشد هماهنگی میان عقل و دین را حفظ کند، اما در عمل دین تنها زمانی پذیرفته می‌شود که بتوان آن را با مبانی عقلانی تطبیق داد؛ در غیر این صورت یا به تأویل برده می‌شود یا به سطحی رمزی فروکاسته و از جایگاه معرفتی مستقل محروم می‌گردد. ابن‌سینا با تمایز میان مراتب فهم انسانی فلسفه را دانشی نخبگانی می‌داند که حقیقت را به‌صورت کلی و انتزاعی درک می‌کند، در حالی که دین برای توده مردم و بر پایه تمثیل و تخیل تبیین می‌شود؛ ازاین‌رو در منظومه فکری او، دین بیشتر تابع ساختار عقلانی و متافیزیکی فلسفه است تا آن‌که به‌عنوان عنصری اصیل و درون‌سازمان‌یافته جایگاهی مستقل داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی نقش یقین عقلانی و تصدیق ایمانی در ایجاد اراده در سلوک عارفانه؛ تحلیلی بر اساس اندیشه های ابن سینا</title>
      <link>https://ap.isu.ac.ir/article_78053.html</link>
      <description>ابن سینا، «اراده» را به‌عنوان اولین و بنیادی‌ترین مرحله در سیروسلوک عرفانی معرفی می‌کند. تحقق سیروسلوک که از افعال اختیاری انسان محسوب می‌شود، منوط به «اراده» است. این اراده زمانی شکل می‌گیرد که نفس، پس از ادراک یک شیء و تصدیق به منافع آن، به اجماع و تصمیم برسد. در مسیر سلوک عرفانی نیز، اراده هنگامی حاصل می‌شود که نفس به فواید و عواید آن اذعان و باور پیدا کند. ابن سینا دو عامل کلیدی برای نیل به این تصدیق و در نتیجه ایجاد اراده جهت سلوک معرفی می‌نماید: برهان عقلی و ایمان. ابن سینا باورهای ظنی، اقناعی و عاطفی را برای ایجاد اراده سلوک ناکافی دانسته و تنها یقین را عامل کارساز برای تحقق اراده می‌داند. 
این مطالعه با اتخاذ روش «تحلیلی - توصیفی» و با تکیه‌ بر مبانی علم‌النفس ابن سینا، از جمله تجرد و ملکوتی بودن نفس، لذت‌جویی نفس، و برتری معرفت عقلی بر معرفت حسی، به تشریح عوامل ایجاد اراده در نفس برای ورود به سلوک پرداخته است. 
تحقیق حاضر ضمن تأکید بر نقشِ محوری ایمان و استناد به آیات قرآن کریم در این زمینه نشان می‌دهد که چگونه مفاهیم بنیادین فلسفی وروان‌شناختی ابن سینا، بستر لازم برای شکل‌گیری اراده و ورود به مسیر سلوک را فراهم می‌آورند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معرفی و بررسی تحلیلی شرح قصیدة عینیه(روحیه) ابن سینا تألیف مُصَنِّفَک شاهرودی بسطامی، بر اساس نسخ خطی این اثر</title>
      <link>https://ap.isu.ac.ir/article_78067.html</link>
      <description>معرفی و بررسی تحلیلی یکی از شروح مهم و گمنام قصیده عینیه ابن سینا، اثر «شیخ علی بن مجدالدین محمد» مشهور به مُصَنِّفَک شاهرودی بسطامی (متوفی ۸۷۵ قمری) موضوع پژوهش حاضر است. او که از احفاد و نوادگان فخرالدین رازی است در علوم مختلفی از جمله ادبیات عرب، فقه، کلام، تفسیر و عرفان تبحر داشت. وی این شرح را در سال 837ه‌ق در بسطام تألیف کرد و پس از مهاجرت به آناتولی، آن را به سلطان محمد فاتح، پادشاه عثمانی تقدیم نمود. این شرح مبتنی بر منابع گسترده‌ای از متون دینی (آیات و احادیث) تا منابع فلسفی، کلامی و عرفانی نگاشته شده و نمونه‌ای برجسته از تلفیق فلسفه، کلام و عرفان در سنت اسلامی و گواهی بر پیوند ناگسستنی حکمت سینوی با عرفان اسلامی است. هدف اصلی این پژوهش، معرفی، تحلیل محتوایی و تبیین شیوه‌ای است که مُصَنِّفَک در تفسیر این قصیده به کار برده است. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی ، با اتکا به منابع کتابخانه‌ای و بر پایه نسخه‌شناسیِ چهار دست‌نویس معتبر از شرح مذکور انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که شرح مُصَنِّفَک بر قصیده عینیه، از مغفول‌مانده‌ترین میراث تفسیری حکمت سینوی است که در ضمن وفاداری به نظام فکری ابن‌سینا، خوانشی مبتنی بر لایه‌های متعدد معنایی از متن ارائه می‌دهد و حاکی از آن است که او بر اساس روش تفسیری خود، حکمت سینوی را در پیوند با مبانی عرفان و کلام اسلامی بررسی می‌کند. این پژوهش با بررسی مجموعه‌ دستنوشته‌های اثر مذکور، نقش مُصَنِّفَک را به عنوان پلی در انتقال میراث فکری خراسان به سرزمین عثمانی برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مناقشه در مورد کون و فساد افلاک: تحلیلی روش‌شناختی از مرز تجربه در پارادایم ارسطویی</title>
      <link>https://ap.isu.ac.ir/article_78080.html</link>
      <description>هدف ما در مقاله کوتاه پیش رو بررسی یکی از پرسش و پاسخ هایی است که در مورد کون و فساد افلاک بین ابوریحان بیرونی و ابن سینا رد و بدل شده است. در این پرسش، بیرونی در این دیدگاه غالب ارسطویی مناقشه می کند که مطابق آن، برخلاف عالم تحت القمر (که از عناصر چهارگانه تشکیل شده) دچار کون و فساد می شود، آسمان و عالم فوق القمر بسیط است و کون و فساد نمی پذیرد. این مناقشه دو جنبه فلسفی و کیهان شناختی دارد. مرتضی مطهری جنبه فلسفی آن را مورد بررسی قرار داده ولی جنبه فلسفی آن چندان مورد توجه قرار نگرفته است.به همیم دلیل ما سعی داریم جنبه کیهان شناختی آن را تحلیل کنیم. به صورت خاص، ما روی روش شناسی طرفین تمرکز می کنیم. نشان می دهیم که بیرونی با تکیه بر مشاهده تغییر کوه ها در سطح زمین و استفاده از استدلالی استقرایی، سعی در تعمیم حکمی از عالم تحت قمر به عالم فوق قمر را دارد تا بدین ترتیب برخی از عناصر دیدگاه ارسطویی را به چالش بکشد و در مقابل، ابن سینا سعی دارد با تکیه بر دلایلی ارسطویی، مخالفت خود با تعمیم استقرایی مدنظر بیرونی را اعلام می دارد و از دیدگاه ارسطویی دفاع می کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
